اردشیر صالحپور، پژوهشگر فرهنگ و هنر، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به داستان تولد رستم، به بررسی جلوههایی از فرهنگ عروسکی در متون حماسی ایران پرداخت و گفت: روایت تولد رستم، افزون بر ویژگیهای اسطورهای و حماسی، نشانههایی از آشنایی ایرانیان با ساخت پیکرک و عروسک را در خود جای داده است.
او با اشاره به تولد غیرعادی رستم و نقش سیمرغ در زایمان رودابه، اظهار کرد: در حماسهها، قهرمانان معمولاً با ویژگیهایی خارقالعاده متولد میشوند. رستم نیز از همان آغاز زندگی، شخصیتی متفاوت دارد؛ از تولد ویژه او گرفته تا دوران کودکی و تواناییهای شگفتانگیزش.

صالحپور با استناد به ابیات شاهنامه درباره دوران کودکی رستم، به ویژگیهای اغراقآمیز و فانتزی این روایت اشاره کرد و افزود: فردوسی از کودکی سخن میگوید که ده دایه به او شیر میدهند و غذای پنج مرد را میخورد. رستم در هشتسالگی نیز با گرز سام، فیل سفید خشمگینی را از پای درمیآورد. این ویژگیها نشان میدهد که جهان حماسی شاهنامه از ظرفیتهای گستردهای برای بازنمایی تخیل، اغراق و عناصر فانتزی برخوردار است.

عروسک رستم؛ روایتی کهن از ساخت پیکرک
این پژوهشگر فرهنگ و هنر، مهمترین بخش سخنان خود را به روایت ساخت عروسک رستم اختصاص داد و گفت: هنگامی که رستم در زابلستان متولد میشود، زال برای آگاه کردن پدر خود، سام، که در مازندران به سر میبرد، دستور میدهد پیکری شبیه نوزاد رستم بسازند و آن را همراه با نامهای نزد سام بفرستند.
او با اشاره به ابیات فردوسی درباره این پیکرک توضیح داد: در شاهنامه آمده است که عروسکی از حریر دوخته میشود و درون آن را با موی سمور پر میکنند. چهره عروسک نیز با نقشهایی زیبا آراسته شده و ویژگیهای ظاهری رستم، از بازوان نیرومند گرفته تا چنگالهای شیرگونه و گرز پهلوانی، در طراحی آن بازتاب یافته است.
صالحپور با اشاره به بیت «یکی کودکی دوختند از حریر» گفت: این عبارت نشان میدهد که با پیکری پارچهای مواجه هستیم که از حریر ساخته شده است. درون آن با موی سمور پر میشود و چهرهاش نیز بهگونهای طراحی میشود که شباهت آن به نوزاد رستم آشکار باشد.
او افزود: در ادامه روایت، برای این پیکرک گرزی در یک دست و افسار اسب در دست دیگر قرار میدهند. سپس عروسک را بر اسبی سمند مینشانند و چند تن از خدمتکاران را در اطراف آن قرار میدهند تا پیکر رستم با شکوه و تشریفات به نزد سام فرستاده شود.

به گفته صالحپور، این توصیفات فردوسی، امکان بازسازی ذهنی یک عروسک با ویژگیهای ظاهری، پوشش، ابزار و آرایههای مشخص را فراهم میکند؛ عروسکی که نهتنها از نظر ساخت، بلکه از نظر طراحی و شیوه نمایش نیز واجد اهمیت است.
عروسک در آیینهای ایرانی؛ از جشن تولد تا نثار
صالحپور با اشاره به تشریفات همراه با فرستادن عروسک رستم، این روایت را بازتابی از برخی آیینهای جشن و شادی در فرهنگ ایرانی دانست و اظهار کرد: در این داستان، ساخت عروسک با برگزاری جشن، موسیقی، حضور رامشگران و نثار درهم همراه است.
او با خواندن ابیاتی از شاهنامه، به حضور مردم در جشن تولد رستم اشاره کرد و گفت: فردوسی در توصیف این جشن، تصویری از یک مراسم گسترده و مردمی ارائه میدهد؛ جشنی که در آن بزرگان و کوچکترها در کنار یکدیگر حضور دارند.
این پژوهشگر افزود: بیت «نشسته چنان بود بر تار و پود» از جمله ابیاتی است که میتوان آن را نشانهای از مشارکت اجتماعی و حضور گروههای مختلف مردم در این مراسم دانست.
تکرار سنت ساخت عروسک در گرشاسبنامه
صالحپور در ادامه سخنان خود به روایت مشابهی در گرشاسبنامه اسدی طوسی اشاره کرد و گفت: در این اثر نیز هنگام تولد گرشاسب، نریمان دستور میدهد پیکری به شکل نوزاد از پارچه حریر ساخته شود و همراه با نامهای نزد فریدون فرستاده شود.
او با بیان اینکه در این روایت نیز عروسک بر اسب نشانده میشود و ابزارهای پهلوانی همچون گرز، نیزه، خنجر، سپر و کمان برای آن در نظر گرفته میشود، اظهار کرد: شباهت این دو روایت در شاهنامه و گرشاسبنامه، میتواند نشانهای از رواج سنت ساخت پیکرک در فرهنگ ایرانی باشد.
این پژوهشگر فرهنگ و هنر افزود: در هر دو روایت، عروسک صرفاً یک بازیچه نیست، بلکه نقش نمادین و آیینی دارد و بهعنوان نشانهای از تولد قهرمان و انتقال مژده به بزرگان و خاندان او مورد استفاده قرار میگیرد.
از عروسکهای اسطورهای تا تنوع عروسکهای بومی
صالحپور با اشاره به تنوع عروسکهای بومی در مناطق مختلف ایران، گفت: در خراسان، کردستان، آذربایجان، مناطق بختیارینشین و دیگر نقاط ایران، نمونههای متنوعی از عروسکهای محلی وجود دارد که هرکدام بازتابی از فرهنگ، باورها و ویژگیهای اقلیمی آن منطقه هستند.
او تأکید کرد: این تنوع نشان میدهد که جهان عروسکی ایران تنها به یک نوع عروسک یا یک دوره تاریخی محدود نیست، بلکه در گسترهای از فرهنگها و سنتهای محلی شکل گرفته و تداوم یافته است.
شاهنامه؛ گنجینهای از نشانههای فرهنگ و هنر ایرانی
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به برخی روایتهای دیگر شاهنامه، از جمله داستان فرود و جریره، به نقش زعفران و نامهنگاری در انتقال خبر تولد اشاره کرد و گفت: در بسیاری از روایتهای ادبی ایران، نشانههایی از آیینها، شیوههای ارتباطی و فرهنگ مادی ایرانیان وجود دارد که با بررسی دقیق متون میتوان آنها را شناسایی کرد.
صالحپور همچنین با اشاره به داستان بهرام چوبینه، به نمونههایی از کاربرد اشیای نمادین و پوشاک در روایتهای شاهنامه پرداخت و افزود: در لایههای پنهان متون ادبی، نشانههایی از شناخت ایرانیان از اشیا، ابزارها، پوشاک، آیینها و جلوههای هنر نمایشی وجود دارد.
او با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به این ظرفیتها خاطرنشان کرد: شاهنامه و دیگر متون حماسی ایران، تنها آثار ادبی و داستانی نیستند، بلکه میتوانند منابع ارزشمندی برای شناخت تاریخ فرهنگی، هنرهای نمایشی و سنتهای اجتماعی ایرانیان باشند.
صالحپور در پایان با اشاره به برگزاری جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی، بر اهمیت شناخت و معرفی پیشینه تاریخی هنر عروسکی ایران تأکید کرد و گفت: توجه به این میراث فرهنگی میتواند زمینهساز تقویت هویت ملی و شناخت عمیقتر جایگاه ایران در تاریخ هنر عروسکی جهان باشد.
انتهای پیام/
نظر شما